نشسته جلوم، دلگیر. میگه بهش گفتم که "ما دو تا برادریم و اگه گوشت تن هم رو هم بخوریم، استخوونامونو جلو تو نمیریزیم که"
نگاهم میکند، به امیدی که همراهی و همدلی اش کنم در این حرفی که زده به طرف.
من؟ بنظرم خب وقتی گوشت تن هم را خوردید، دیگه استخووناش به چه دردی میخورن؟ بریزین جلو همون طرف دیگه!
1 پیامها:
داداش حبیب ما داداشیم از یه خمیریم اما تنورمون علی حده است تنور شما عقدی بود مال ما تیغه ای صیغه ای کله شما شد عینهو نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه کله ما شد عینهو نون سنگک هه هه هه هه خوب شد که بربری نشدیم!
:(
ارسال يک نظر